تبليغاتX
کشتی کج
باتیستا 

خان کشتی کج

 

مقدمه:

ديويد باتيستا ستاره ي تکرار نشدني کشتي کچ جهان است که توانست از بدو ورودش در "دابليو دابليو اي" تمام علاقمندان رو مجذوب خودش کند.قدرت مثال زدني باتيستا و همچنين سرعت مناسب با اندامش از ويژه گي هاي بارز اين کشتي گير محسوب ميشد.زندگي سخت او در آغاز نوجواني هميشه يکي از موذلات او در زندگي بوده است.باتيستا به تبعيت از آن دوران در جواني هم نتوانست فرد مناسبي براي اجنماع باشد.او به هر ترتيب علاقه ي زيادي به ورزش داشت ولي عوامل مختلف مانع شروع ورزش او در جواني شد و مي توان وضع بد او در آغاز زندگي را مهمترين علت دير به شهرت رسيدن باتيستا دانست.


باتيستا در آغاز نوجواني فرزند حاصل از يک طلاق شد و بعد از آن به تنهايي مادر يوناني خود زندگي کرد .او تا سن 28 سالگي شغلهاي مختلفي را مانند غريق نجاتي و مامور امنيتي بودن را تجربه کرد سرانجام در يک برخورد اتفاقي با "ويلد سامون اي اف آ" مرد کهن کار کشتي ،عرصه ي ورود خود را به حرفه اي شدن پهن تر کرد.باتيستا با حضور در ليگهاي پايه ي کشتي کچ با درخشش خود خيلي سريع خود را با سيستم هاي فوقاني کشتي کچ آشنا ساخت و مقدمات حضور خود در ليگ جهاني "دابليو دابليو اي" را فراهم ساخت.


شايد اولين حضور او در اين سيسستم نظر مثبت کارشناسان را در رابطه با يک مرد آينده دار ،برانگيخت .و او با ورود خود آغوشي گرمتر از ريک فلير اسطوره تاريخي کشتي کچ نيافت.باتيستا با درخشش خود در مسابقات هفتگي و بعضا ماهانه تبديل به يکي از اعضاي گروه "تکامل" شد.
او در اين گروه نقش پررنگي را ايفا کرد تا جايي که بعضا قهرماني هاي طلايي را به کمک او ،سردسته ي گروه يعني ، تريپل اچ بدست آورد .به هرسان حضور 3 ساله ي او در گروه "تکامل" دير يا زود بايد خاتمه مي يافت.ولي بايد اعتراف کرد که ديويد خيلي زود توانست به يک ستاره ي مردمي تبديل شود .نکته اي که در اوايل سال 2005 با زدن فن زيباي اسپاين باستر به غول 220 کيليويي ،يعني ويسرا به اوج رسيد و ديگر شاهد يک باتيستاي منفور نبوديم.
باتيستا با محبوبيتي که بدست آورد توانست روز 3 آوريل 2005 را به يکي از بهترين روزهاي زندگي خود تبديل کند و جشن قهرماني سنگين وزن را در مقابل دوست قديمي و زخم خورده ،و در مقابل ديدگان هواداران بي شمارش ،بر پا کند.
باتيستا که ديگر به اولين چهره ي مطرح کمپاني تبديل شده بود ،موفق شد قهرماني خود را تا اواخر سال 2005در مقابل ستاره هاي بزرگي حفظ کند وبعد از آن هم تنها يک واقعه اي ناگوار که ناشي از مصدوميت 3 سر بازوي او بود ،توانست جلوي وي قد الم کند و قهرماني را از او بربايد.به اين ترتيب او 6 ماه از زندگي را به سختي و دور از رينگ گذراند و به جرات مي توان گفت که با بازگشتش نتوانست ،نمايشي از باتيستاي سابق به اجرا بگذارد.ولي او باز هم پله پله به روز هاي اوج خود نزديک شد و بيشتر مسابقات پيش رويش را با موفقيت نسبي گذراند و صحنه هايي زيبا از رقابت هاي جذاب خودش با دوست خود و ستاره ي افسانه اي کمپاني يعني تيکر کبير به جاي گذاشت .شايد کليد رمز شکست دادن تيکري که در اوج محبوبيتي و مثبت بودن قرار دارد فقط در دستان ستاره هاي بزرگي مانند استون کلد باشد ولي باتيستا هم نشان داد که کمي از آن ستاره ها ندارد و با اينکه تجربه کمتري نسبت به آنها داشت توانست 28 اکتبر 2007 در ميان تشويق هوادارانش آندرتيکر را شکست دهد.
باتيستا که در باشگاه اسمکداون هميشه يکي از مين اونترهاي اصلي بود ،در سال 2008 به خواسته ي مسئولان به براند اصلي يعني راو نقل مکان کرد و تا چند روز ديگر هم بايد بخت خود را براي قهرمان شدن در "گرت آمريکن بش" بيازمايد.

 

 



 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

زندگی نامه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط علی-میلاد در شنبه 1388/08/30 و ساعت 8:41 بعد از ظهر
میلاد 

سلام بر دوستان

من میلاد هستم  بزودی میخوام  وبلاگ را پر از عکس های کشتی کج کنم

علاقمندان به کشتی کج به وبلاگ ما سر بزنن

مخصوصا عکسهایی از باتیستا و تریپل اچ

اینم بگم علی طرفدار باتیستا هستش و من یعنی میلاد طرفدار تریپل اچ

به دوستان خود بگویید.................................

 

|+|
نوشته شده توسط علی-میلاد در شنبه 1388/06/07 و ساعت 12:39 بعد از ظهر
تاریخ 

 

سلام دوستان

 li-milad

 

نامه عمر به یزد گرد سوم ساسانی و پاسخ یزدگرد به ان

 

امروز می خوام از تاریخ بنویسم

یک سند تاریخی-انچه در زیر می بینید متن ترجمه ی نامه عمرخلیفه دوم به یزدگرد سوم ساسانی وپاسخ یزدگرد به ان هست.نسخه اصلی این نامه ها در موزه لندن نگهداری می شود- این نامه مربوط می شود به پس از جنگ قادسیه وپیش از جنگ نهاوند

 

نامه عمر

از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس

یزدگرد- من اینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی.تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.

شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیز را او افریده. ما برای تمام جهان پیام او را اورده ایم، او که خدای راستین است و خالق جهان.

از پرستش اتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که انها نیز از پرستش اتش که خطاست دست بکشند. به ما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان. الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفرامیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان.

با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست ار اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها (لقبی که عربها به پارسیان می دادند به معنی کودن و لال )انجام دهی با من بیعت کن

الله اکبر خلیفه مسلمین عمربن الخطاب

 

 

پاسخ یزدگرد سوم

 

 

از شاه شاهان، شاه پارس ، شاه سرزمین های پرشمار، شاه اریایی ها و غیر اریایی ها ، شاه پارسیان و نژادهای دیگر از جمله عربها، شاه فرمانروایی پارس ، یزدگردسوم ساسانی به عمربن الخطاب خلیفه تازیان(لقبی که پارسیان به عربها می دهند به معنی سگ شکاری)

تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدای راستین، الله اکبر، بدون اینکه هیچگونه اگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم . این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروایی عرب را برای خودت غصب کرده ای اگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه ی عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابان های عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است.

مردک ، تو به من پیشنهاد می کنی خداوند یکتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند یکتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند . هزاران سال است که در ایران ، سرزمین فرهنگ و هنر این رویه زندگی روزمره ماست. زمانیکه ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک ، گفتار نیک، کردار نیک را در دستهایمان به اهتزاز در می اوردیم تو و پدران تو داشتند سوسمار میخوردند و دخترانشان را زنده بگور می کردند.

شما تازیان که دم از الله میزنید برای افریده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید شما فرزندان خدا را گردن میزنید ، اسرای جنگی را می کشید، به زنها تجاوز می کنید، دختران را زنده بگور می کنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را می دزدید و اموال انها را سرقت  می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده. ما تمام این اعمال را محکوم می کنیم. حال با این همه اعمال ضبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید. تو به من می گویی از پرستش اتش دست بردارم ، ما ایرانیان عشق به خالق و فدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی اتش می بینیم . نور و گرمی خورشید و اتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهایمان برای نزدیکی به خالق و همنوع گرم شود . این به ما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیم و این نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد.

خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را با نام دیگری کشف کرده اید .

اما ما و شما در یک مرتبه نیستیم ، ما به هم نوع کمک می کنیم ما عشق را میان ادمیان قسمت می کنیم ، ما هزاران سال است که فرهنگ پیشرفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم،در حالیکه شما به نام الله به سرزمین های دیگر حمله می کنید.

ایا الله به شما دستور داده قتل کنید ،غارت کنید و ویران کنید؟

یا اینکه شما به نام الله این کارها را انجام می دهید ؟

شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیرهایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما درس خداشناسی بدهید.ما هزارن سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم ، تو بجز نظامی گری ، قتل و وحشی گری چه چیزی را به ارتش عربها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حال اصرار داری به غیر مسلمانان یاد بدهی؟

من پیشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابان های سابق بر گردید به همان زندگی قبیله ای و به همان سوسمار خوردن . اریایی ها بخشنده ، خونگرم و مهمان نوازند ، انسان های پاک که به هر کجا که بروند تخم دوستی ، عشق ، اگاهی و حقیقت را خواهند کاشت . من از تو می خواهم در همان بیابان ها بمانی و به شهرهای اباد و متمدن ما نزدیک نشوی ، به خاطر خوی وحشی گریت.

 

شاه شاهان ، شاه پارسیان یزدگرد سوم 

 

نظر بدهید

 

|+|
نوشته شده توسط علی-میلاد در پنجشنبه 1386/03/03 و ساعت 11:0 قبل از ظهر
خطای دید 

 

تصاویری جالب از خطای دید

 

می‌توانید تعداد پاهای این فیل را بشمارید!؟

 

برای لحظاتی با دقت به نقطه سیاه وسط این عکس نگاه کنید (یعنی کاملا زل بزنید!) پس از مدتی خواهید دید که منطقه خاکستری دور آن نقطه، حذف می‌شود. جالب بود نه!؟

 

برای دیدن ادامه تصاویر به ادامه مطلب مراجعه کنید

حتما ببینید بعد نظر بدهید

 


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط علی-میلاد در شنبه 1386/01/18 و ساعت 8:37 بعد از ظهر
عید نوروز 

 

 عید نوروز را به شما تبریک میگوییم

 

 

 

اول از دوستانی که به ماسر میزدن تشکر میکنیم وعید را به انها تبریک میگوییم

(سارا.سحر .حسین. اناهیتا.ارمان.سهیلا.نازی)

 

ما برای عید نوروز این مطلب را انتخاب کردیم چون این مطلب برایمان جالب بود امیدوارم برای شما هم جالب باشه

(خواهشن اول بخوانید بعد نظر بدهید)  

 

 

عید نوروز به روایت امام جعفر صادق

 

معلى بن خنيس نقل كرده است كه روز نوروز بر امام جعفر صادق عليه السلام وارد شدم، امام عليه السلام خطاب به من فرمود: آيا اين روز را مى‏شناسى؟ عرض كردم، قربانت‏شوم، اين روزى است كه ايرانى‏ها آن را بزرگ و نيكو مى‏شمارند و به همديگر هديه مى‏دهند. پس امام فرمودند: علت اين امر را كه بسى ديرينه است‏برايت تشريح خواهم كرد.  

پس فرمودند: اى معلى! همانا نوروز روزى است كه پروردگار جهان از بندگانش پيمان گرفت كه او را پرستش كنند و به او شرك نورزند و به پيامبران و امامان عليهم السلام ايمان بياورند. نوروز اولين روزى است كه خورشيد در آن طلوع كرد و بادهاى ناگهانى وزيدن گرفت و ستاره زمين در چنين روزى ايجاد شد ... نوروز روزى است كه على عليه السلام در نهروان خوارج را هلاك كرد; گل‏هاى زمين در آن روز خلق شد; در چنين روزى بود كه كشتى حضرت نوح عليه السلام بر كوه جودى نشست; همان روزى است كه جبرئيل بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل شد; همان روزى است كه ابراهيم عليه السلام بت‏ها را شكست; در همين روز حضرت محمد صلى الله عليه و آله، على عليه السلام را بر دوش خود حمل كرد تا بت‏هاى قريش را سرنگون كند... در چنين روزى حضرت مهدى عليه السلام ظهور مى‏فرمايد و ما انتظار فرج آن حضرت را در چنين روزى داريم; براى اين‏كه نوروز از ما و شيعيان ماست. نوروز براى مسافرت خوب
و براى زراعت و طلب حوايج‏بسيار نيكوست، عقد نكاح و ازدواج در چنين روزى بسيار شايسته است.

 

: نوروز روزى است كه در آن روز پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در آن روز براى امير المؤمنين على عليه السلام در غدير خم پيمان گرفت و آن حضرت را به امامت‏بعد از خودشان منصوب فرمود... و نوروزى بر ما نمى‏گذرد الا اين‏كه ما در آن روز منتظر ظهور فرج قائم آل محمد صلى الله عليه و آله هستيم. و نوروز از روزهاى ما مى‏باشد.

مرحوم حاج شيخ عباس قمى رحمه الله در فصل يازدهم كتاب گرانسنگ مفاتيج الجنان اعمال ويژه‏اى براى عيد نوروز آورده‏اند از جمله: نماز، ادعيه متعدد و صدقه دادن. و نيز از امام ششم عليه السلام روايت كرده كه چون عيد نوروز فرا رسد، غسل كن و پاكيزه‏ترين جامه‏ هاى خود را بپوش و به بهترين بوهاى خوش خود را خوشبو گردان. صله ارحام، عيادات از بيماران، بزرگان دين، علما و پدر و مادر از جمله برنامه‏هاى اين روز است.

 

به پایان سال نزدیک میشویم

 

|+|
نوشته شده توسط علی-میلاد در سه شنبه 1385/12/22 و ساعت 8:9 بعد از ظهر
شعر 

 

شعری زیبا

((حتما بخوانید))

                                                        

                                                                    

 

دختری با مادرش در رختخواب . درد ودل می کرد با چشمی پر آب

 

گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست . زندگی از بهر من مطلوب نیست

 

گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟ . روی دستت باد کردم مادرم!

 

سن من از بیست وشش افزون شد . دل میان سینه غرق خون  شد

 

هیچ کس مجنون این لیلا نشد.  شوهری از بهر من پیدا نشد

 

غم میان سینه شد انباشته . بوی ترشی خانه را برداشته!

 

مادرش چون حرف دختش را شنفت . خنده بر لب آمدش آهسته گفت:

 

دخترم بخت تو هم وا می شود.  غنچه ی عشقت شکوفا می شود

 

غصه ها را از وجودت دور کن. این همه شوهر یکی را تور کن!

 

گفت دختر مادر محبوب  من! . ای رفیق مهربان و خوب من! 

 

گفته ام با دوستانم بارها. من بدم می آید از این کارها

 

درخیابان یا میان کوچه ها. سر به زیر و با وقارم هر کجا

 

کی نگاهی می کنم بر یک پسر. مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟

 

غیر از آن روزی که گشتم همسفر. با سعید و یاسر  وایضا  صفر

 

با سه تاشان رفته بودم سینما. بگذریم از مابقی ماجرا!

 

یک سری هم صحبت صادق شدم . او خرم کرد آخرش عاشق شدم

 

یک دو ماهی یار من بود و پرید . قلب من از عشق او خیری ندید

 

مصطفای حاج علی اصغر شله. یک زمانی عاشق من شد،بله

 

بعد جعفر. یار من عباس بود . البته وسواسی و حساس بود

 

بعد از آن وسواسی پر ادعا . شد رفیقم خا ن داداش المیرا

           

بعد او هم عاشق مانی شدم .  بعد مانی عاشق هانی شدم

 

بعد هانی عاشق نادر شدم . بعد نادر عاشق ناصر شدم

 

مادرش آمد میان حرف او . گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!

 

گرچه من هم در زمان دختری . روز و شب بودم به فکر شوهری

 

لیک جز آن که تو را باشد پدر. دل نمی دادم به هر کس اینقدر

 

خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی . واقعا که پوز مادر را زدی

 

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط علی-میلاد در یکشنبه 1385/11/15 و ساعت 2:54 بعد از ظهر
عقدنامه 

عقدنامه ی محمد رضا شاه                                          

 

      برای دیدن ادامه ی عقدنامه روی ادامه ی مطلب کلیک کنید وببینید شاه چه                             چیز صداق کرده است                                                                                                                     


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط علی-میلاد در شنبه 1385/10/09 و ساعت 2:19 قبل از ظهر
یک عکس جالب 

  فوتبال و هزار و یک اتفاق 

 

|+|
نوشته شده توسط علی-میلاد در شنبه 1385/10/09 و ساعت 1:47 قبل از ظهر
انوشه انصاری 

تصاویری از سفر یک ایرانی به فضا

 

                 برای دیدن ادامه تصاویر روی ادامه مطلب کلیک کنید                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                             


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط علی-میلاد در شنبه 1385/10/09 و ساعت 1:38 قبل از ظهر
اهنگ

لرزش پیام

JavaScript Codes گلباران JavaScript Codes موس example: ذ